گاهشمار زندگی اشو

شروع موضوع توسط khadem ‏11/05/2012 در انجمن اوشو

  1.  

    khadem کاربر فعال کاربر انجمن

    تاریخ عضویت:
    ‏19/03/2012
    ارسال ها:
    163
    تشکر شده:
    139
    امتیاز:
    43
    درباره زندگی اشو چند کتاب های مختلف منتشر شده است .شرح زندگی او بر اساس گفته های خودش در کتابی به نام اینک برکه ای کهن به تفصیل بیان شده است.
    اشو در یازدهم دسامبر 1931در روستای کوچوادا در استان مادیا پرادش هند به دنیا آمد.اشو در وصف حال کودکیش در جایی چنین می گوید:
    دوران کودکی من دوران طلایی زندگی ام بود روزگاری به معنای واقعی کلمه طلایی و ناب روزگاری فراموش نشدنی.1
    1-اشو مراقبه شور مستی ترجمه امید اصغری ص17(به نقل از آفتاب و سایه ها فعالی محمد تقی ص112)
     
    hojat313 از این پست تشکر کرده است.
    #1
  2.  

    khadem کاربر فعال کاربر انجمن

    تاریخ عضویت:
    ‏19/03/2012
    ارسال ها:
    163
    تشکر شده:
    139
    امتیاز:
    43
    چی شد اوشو اوشو شد؟
    در 1938در هفت سالگی پدر بزرگشو از دست میده .پیرمرد بیمار سوار بر درشکه سر بر روی پای نوه اش گذاشته بود و راهی طولانی را به سوی نزدیکترین پزشک موجود در آن حوالی می پیمود این حادثه اثری عمیق بر زندگی اشو گذاشت و باعث بر انگیختن تصمیمی راسخ و درونی برای کشف آنچه که ابدی و نامیرا است شد.
    اشو بعدها گفت:از سکوت آن لحظه ها چیزهای فراوانی آموختم و دنیای جدید در مقابل دیدگانم گشوده شد.
     
    #2
  3.  

    khadem کاربر فعال کاربر انجمن

    تاریخ عضویت:
    ‏19/03/2012
    ارسال ها:
    163
    تشکر شده:
    139
    امتیاز:
    43
    اشو در 1953 از دانشگاه سائوگر در رشته فلسفه دانش آموخته میشود و نه سال در دانشگاه جبال پور هند به تدریس فلسفه مشغول می شود.
    در همان ایام به سراسر هندوستان سفر می کند و به مباحثه با رهبران ادیان مختلف می پردازد.او بیش از 35 سال مستقیما به ارائه دیدگاههای خود درباره انسان مراقبه بلوغ راز عشق و سکوت می پردازد.اواخر دهه 60 اشو به ابداع تکنیکهای منحصر به فرد مراقبه پرداخت.
    او در 1974 در پونای هند کمونی تاسیس کرد که به زودی مردمان بسیاری از سراسر جهان برای مراقبه و دیدارش به آنجا می آمدند.
    اشو در 1981 به آمریکا رفت دلیل سفرش را معالجه بیماری بیان کرد ه اند.او در آنجا به دلیل استقبالی که شد تصمیم به ماندن گرفت.مریدانش شهری به نام راجنیش پورام بنا کردند.در 1985 او از آمریکا اخراج شد.درباره اخراج او طرفدارنش قایلند زیر سوال بردن ارزشهای جامعه آمریکایی باعث این مساله شد و در مقابل برخی فساد اخلاقی او را ذکر می کنند.
     
    #3
  4.  

    khadem کاربر فعال کاربر انجمن

    تاریخ عضویت:
    ‏19/03/2012
    ارسال ها:
    163
    تشکر شده:
    139
    امتیاز:
    43
    اشو چی می گه؟

    اشو چی می گه؟
    در آغاز خوبه بدونید که اشو هرگز کتابی ننوشته ولی ازش 7000سخنرانی و 1700نوار ویدئو و کاست مونده که طرفداراش اونا رو تو 650 جلد کتاب منتشر کردن و تقریبا همشونو به سی تا زبان زنده دنیا ترجمه کردن.
    اینم بد نیس بدونید که همونجور که اشو خودش گفته زبونش ساده و روزمره هست واسه اینکه همه بفهمنش.
    قصه و داستانایی که بخشیشم ایرونیه زیاد گفته و از اونا نتایجی رو که خواسته گرفته.
    بیشتر راجع به نیاز انسانها و رنج و دردشون حرف زده و تکنیکهایی ارائه داده.
    می گن بیان با نفوذی داشته.

    اصل اول:عشق

    یکی از مهمترین اصولی که اشو بهش به شدت تاکید داره اصل عشق و عشق ورزیه.میشه بگی عشق عصاره پیام اشو هستش.
     
    #4
  5.  

    khadem کاربر فعال کاربر انجمن

    تاریخ عضویت:
    ‏19/03/2012
    ارسال ها:
    163
    تشکر شده:
    139
    امتیاز:
    43
    عشق شوق وافر درونی است برای یکی بودن با کل . اگر درختی را از خاک یرون بیاوریم و آن را از ریشه بکنیم، درخت شوق عظیمی برای بازگشت به خاک و ریشه خود دارد و اگر باز نگردد می میرد .هنگامی که لحظه یکی شدن با کل فرا میرسد، ناگهان ترس عظیمی وجود انسان را فرا می گیرد ، زیرا انسان باید خودش را رها کند . در عین حال که احساس یکی شدن با کل بسیار زیباست در های جدیدی به سوی انسان گشوده می شود .در آنجا شعر متولد می شود و فضای عاشقانه حکمفرماست .
    عشق فی نفسه بسیار زیباست .عشق هدفی ندارد، مقصودی ندارد، ولی تاثیری شگرف دارد، لذت بخش است سرمستی خاص خود را دارد .عشق قابل توجیه نیست .اگر از تو بپرسند که چرا عاشق شده ای تنها می توانی بگویی نمی دانم. عشق رقص زندگی است.1



    1-اشو ، عشق رقص زندگی، ترجمه بابک ریاحی پور و ... ، ص58(به نقل از آفتاب و سایه ها، فعالی محمد تقی، ص 120) .

    به نظر شما این جملات اشکالی دارد؟
     
    #5
  6.  

    khadem کاربر فعال کاربر انجمن

    تاریخ عضویت:
    ‏19/03/2012
    ارسال ها:
    163
    تشکر شده:
    139
    امتیاز:
    43
    چهار گام اشو برای عشق ورزی

    اشو برای عشق ورزی چهار گام بر می شمرد.
    مرحله اول حضور در لحظه است.در این مرحله عشق تنها در حال معنا پیدا می کند .عشق ورزیدن در گذشته ممکن نیست.زندگی در گذشته یا آینده نفی عشق است.
    دومین قدم برای رسیدن به عشق این است که سموم وجود خود را به شهد تبدیل کنیم.سمهای نفس نفرت حسادت خشم و احساس مالکیت است.اینه نفس را آلوده می کنند.راهکار اشو صبر است.
    مرحله سوم تقسیم کردن و بخشیدن است.اشو بر آن است که عاشق باید چیزهای منفی را برای خود نگه داشته و خوشی ها را با دیگران تقسیم سازد.
    چهارمین گام رسیدن به عشق هیچ بودن است.به مجرد این که انسان فکر کند کسی است از قطار عشق پیاده شده است.
    او قایل است عشق به پشتیبانی جسم نیازمند است.عشق در تضاد با هوسها نیست!
    دقت در بیانات اشو این یافته را به همراه دارد که از نگاه او عشق متعلق ندارد.بلکه خود عشق خداست!!!
    بر گرفته از آفتاب و سایه ها
     
    #6
  7.  

    abc160561b1 کاربر جدید کاربر انجمن

    تاریخ عضویت:
    ‏15/12/2017
    ارسال ها:
    92
    تشکر شده:
    0
    امتیاز:
    6
    جنسیت:
    زن
  8.  

    abc160561b1 کاربر جدید کاربر انجمن

    تاریخ عضویت:
    ‏15/12/2017
    ارسال ها:
    92
    تشکر شده:
    0
    امتیاز:
    6
    جنسیت:
    زن