چرا کوفیان به جنگ امام حسین (علیه السلام ) رفتند؟

شروع موضوع توسط هدی ‏05/11/2013 در انجمن انچه در کربلا گذشت

  1.  

    هدی کاربر مسعتد کاربر انجمن

    تاریخ عضویت:
    ‏17/04/2012
    ارسال ها:
    283
    تشکر شده:
    290
    امتیاز:
    0
    با دیدی که نسبت به مردم کوفه داریم انتظار آن نمی‏رفت که با یک چرخش تمام، سوابق درخشان خود را ـ که در جنگ جمل و صفین و نهروان نشان داده بودند ـ زیر پا گذارده و به جنگ فرزند رسول خدا، حضرت امام حسین(ع) بشتابند.
    حال برای روشن شدن مطلب نخست باید عوامل و زمینه‏ها را بررسی کرد که چه عواملی باعث شد تا مردم کوفه دست به این جنایت هولناک بزنند؟
    به طور خلاصه باید گفت دو دسته از عوامل بودند که زمینه رفتن مردم کوفه به کربلا را فراهم کردند:
    الف ـ عوامل درونی.
    ب ـ عوامل برونی.
    مقصود از عوامل درونی آن زمینه‏ها و خصیصه هایی است که در مردم کوفه شکل گرفته بود و مقصود از عوامل برونی همان فشار و اختناق دستگاه حاکمان بنی‏امیه بود که با ترفندهای مخصوص به خود، مردم را آماده چنین کاری کرد.(1)


    (1)- بر گرفته از سايت حماسه عرفان
     
    عطرسیب و مدیر محتوایی از این پست تشکر کرده اند.
    #1
  2.  

    هدی کاربر مسعتد کاربر انجمن

    تاریخ عضویت:
    ‏17/04/2012
    ارسال ها:
    283
    تشکر شده:
    290
    امتیاز:
    0

    امّا عوامل درونی در مردم کوفه ـ براساس آن چه که تاریخ بدان اشاره کرده ـ چند عامل بوده است:
    ۱. تناقض آشکار در سیره و گفتار
    مردم کوفه در موارد گوناگونی به اثبات رساندند که همیشه در سیره و گفتار خود دچار تناقض بوده‏ اند، چرا که از یک سو سخنی را بر زبان آورده که هیچ گاه در عمل بدان اعتقادی نداشتند. موارد آن بسیار است، از جمله این که آنها هزاران نامه و طومار نوشته و امام حسین(ع) را به کوفه دعوت کردند و برخی در نامه‏ ها به تعداد نیروهای آماده دفاع اشاره کرده که تعدادشان یک صد هزار نفر است.
    برخی دیگر نیز ضمن دعوت از امام نوشته بودند که اگر به دعوت آنها پاسخ مثبت ندهد، فردای قیامت شکایت او را به نزد پیامبر خدا خواهند نمود. امّا پس از آن که نماینده امام حسین را در کوفه دیدند، اگرچه در ابتدا به نشانه وفاداری با وی بیعت کردند، اما پس از تهدیدهای عبیدالله ـ با یک چرخش عجیبی و با یک عقب نشینی مفتضحانه‏ ای ـ نه تنها مسلم بن عقیل را تنها گذاردند، بلکه همان دست‏های بیعت کننده، در کربلا ـ علیه امام حسین ـ تبدیل به شمشیر شد.
    در دل آنها چیزی می‏گذشت که بر زبانشان جاری نمی‏شد. آنها کسانی بودند که وصف کاملشان بر زبان فرزدق آمده است که در پاسخ امام حسین(ع) ـ که از وضعیت مردم کوفه ـ پرسیده بود، گفت: قلوبهم معک و سیوفهم علیک؛۱ قلب‏هایشان همراه تو، ولی شمشیرهایشان علیه تو بسیج شده است.
    خود امام نیز در بین راه به شخصی فرمود: این نامه‏ های اهل کوفه است و خود آنها قاتلان من می‏باشند.۲
    از موارد این تناقض آشکار در قول و عمل مردم کوفه این بود که پس از شهادت امام حسین(ع) وقتی به خیمه‏ های امام حمله‏ ور شده و غارت کردند، یکی از اهل کوفه به فاطمه (دختر امام حسین) هجوم برده، گوشواره‏اش را از گوش او وحشیانه کشید، به گونه‏ای که گوش او را پاره کرد. فاطمه دید که آن مرد کوفی به شدت گریه می‏کند، پرسید چرا گریه می‏کنی؟
    گفت چگونه نگریم در حالی که مشغول غارت دختر رسول الله می‏باشم؟ فاطمه گفت: خوب پس مرا رها کن، پاسخ داد بیم آن را دارم که اگر من نبرم دیگری ببرد!!۳
    هم چنین نوشته‏ اند: هنگامی که اسیران اهل بیت(ع) را وارد کوفه کردند، مرد و زن به حال آنان گریه می‏کردند. امام سجاد(ع) ـ که سخت شگفت زده شده بود ـ فرمود: اگر اینان بر ما گریه می‏کنند پس چه کسی ما را کشت.۴
    همان‏ها بودند که از عبدالله بن عمر درباره حکم خون پشه سؤال کردند که اگر بر لباس بود پاک یا نجس است، در پاسخ آنان گفت: ببینید از من درباره خون پشه می‏پرسید، در حالی که فرزند پیامبر خدا را کشتند در حالی که درباره او و برادرش شنیدم که پیامبر می‏فرمود: «هما ریحانتان من الدنیا».۵
    عجیب این جا است: آنان که خون عزیزترین انسان‏های روی کره زمین را بی‏ باکانه می‏ریزند چگونه از خون پشه که بر بدن یا لباس اصابت کرده می‏پرسند.

    1. بحارالانوار، ج۴۴، ص۳۶۵.
    ۲. ابن عساکر، ص۲۱۱.
    ۳. سیر اعلام النبلاء، ج۳، ص۲۰۴.
    ۴. حیاه الامام الحسین، ج۳، ص۴۲۱.
    ۵. همان، ج۲، ص۴۲۴.


     
    #2
  3.  

    هدی کاربر مسعتد کاربر انجمن

    تاریخ عضویت:
    ‏17/04/2012
    ارسال ها:
    283
    تشکر شده:
    290
    امتیاز:
    0

    ۲. پیمان شکنی
    دومین صفتی که مردم کوفه به آن مشهور و معروف گشته بودند، صفت ناپسند و زشت عهد و پیمان شکنی و عدم وفا به تعهدات خویش است.
    این روش را همگان می‏دانستند. در تاریخ می‏خوانیم که آنان به علی (ع) خیانت کردند، همچنین به امام حسن مجتبی و امام حسین و پس از او به زید بن علی و هم چنین به هر رهبری که قیامی را هدایت می‏کرد، خیانت کردند.
    از این رو بازدارندگان، به امام حسین گفتند: شما پیمان شکنی و خیانت کوفیان را نسبت به پدر و برادرت دیده‏ای، مبادا فریب آنها را به خوری.
    داود بن علی هم به زید بن علی گفت:
    یابن عمّ انّ هؤلاء یغرونک من نفسک، ألیس قد خذلوا من کان أعز علیهم منک جدّک علی بن ابی طالب حتی قتل و الحسن من بعده بایعوه ثمّ وثبوا علیه فانتزعوا رداءه من عنقه وانتهبوا فسطاطه و جرحوه؟ أو لیس قد أخرجوا جدک الحسین و حلفوا له بأوکد الایمان ثمّ خذلوه و أسلموه ثم لم‏یرضوا بذلک حتی قتلوه؛۶ ای عموزاده اینان فریبت ندهند، آیا اینها به کسی که عزیزتر از تو در نزدشان بود (جدّت علی) خیانت نکردند تا این که کشته شد؟ و آیا با حسن بن علی پس از او نخست بیعت نکردند و سپس بر او هجوم برده و عبا از دوشش کشیده و وسائل درون خیمه‏ اش را غارت کردند و زخمی اش نمودند؟! آیا جدّت امام حسین را فرا نخواندند و از مدینه و مکه بیرون نیاوردند و به او پیمان‏های سختی ندادند، امّا در نهایت به او خیانت کرده و راضی نشدند تا این که او را به قتل رساندند؟
    ۳. زودباوری در جنگ‏های روانی
    زودباوری مردم کوفه و فریب خوردن در جنگ‏های روانی که گاهی علیه آن‏ها به کار برده می‏شد یکی از صفات ناپسند و علل ضعف و بی‏ارادگی آنها به شمار می‏رفت که دشمن از همین نقطه ضعف استفاده می‏کرد و به اهداف سیاسی خود می‏رسید
     
    #3
  4.  

    هدی کاربر مسعتد کاربر انجمن

    تاریخ عضویت:
    ‏17/04/2012
    ارسال ها:
    283
    تشکر شده:
    290
    امتیاز:
    0

    ۴. نداشتن آزادی عمل و استقلال فکری
    از جمله عواملی که مردم کوفه را بر آن داشت تا با امام حسین(ع) بجنگند، این بود که مردم کوفه از یک بلوغ فکری و استقلال ـ در تصمیم‏ گیری ـ برخوردار نبودند، زیرا شهر کوفه پس از تأسیس آن در سال ۲۰ هجری، محل اسکان قبائل، گروه‏ها، ملیّت‏ها، مذاهب و ادیان گوناگونی بود که همین ناهماهنگی و یک دست نبودن مردم سبب شد تا هر قبیله‏ ای برای خود و هم پیمانانش شرایط خاصی اعمال کند.
    استاد شریف قرشی با بررسی وضعیت مردم کوفه به تفصیل در این باره پرداخته و ساکنان آن را در آغاز تأسیس ـ که پس ازفتح عراق بر دست سعد بن ابی وقاص صورت گرفت ـ عده ‏ای از یاران پیامبر(ص) دانسته که به کوفه رفتند و هم چنین قبائلی از یمن ـ همانند قضاعه، غسان، بجیله، خثعم، کنده، حضرموت، ازد، مذحج، حمیر، همدان و نخع ـ و قبایل عدنانی ـ همانند تمیم و بنوالعصر ـ و قبایل بنی بکر ـ همانند بنواسد، غطفان و محارب و نمیر ـ و نیز گروهی از ایرانیان که پس از فتح، شهر کوفه را برای اقامت انتخاب کردند. هم چنین نبطی‏ها و سریانیان در کنار دیگر قبایل و طوایف در این شهر اقامت گزیدند.
    علاوه بر این غیر از مسلمانان همانند یهودیان و نصاری۱۱ نیز در این شهر زندگی می‏کردند. با این بیان در جای جای شهر کوفه قبیله‏ ای استقرار یافته و برای خود حکومتی قبیله‏ ای برقرار ساخته بود که هیچ‏گاه با هم هماهنگ نبودند. لذا با کنار آمدن رئیس قبیله با حکومت و یا یک جریان فکری دیگر، افراد آن قبیله و هم‏پیمانان مجبور بودند، که همراه او باشند.
    در نتیجه باید گفت این قبایل و مردمی که هر یک از جایی آمده بودند، اگرچه در ظاهر در کنار یکدیگر می‏زیستند، امّا (به فرموده امیرمؤمنان) با اهواء و گرایش‏های گوناگون(1) جدا از یکدیگر بودند و با اعمال فشار حکومت قبیله ‏ای به حکم اجبار راهی کربلا می‏شدند.


    (1)- ارشاد مفید، ص۱۳۰.
     
    #4
  5.  

    هدی کاربر مسعتد کاربر انجمن

    تاریخ عضویت:
    ‏17/04/2012
    ارسال ها:
    283
    تشکر شده:
    290
    امتیاز:
    0
    دومین عاملی که باعث شد مردم کوفه برای جنگ با امام حسین(ع) بسیج شوند، اقدامات سریع حکومت غاصبانه بنی‏امیه بود که با در نظر گرفتن شرایط جدید حاکمِ بر کوفه و عزل فرماندار سابق و آمدن فرماندار جدید بود. عبیدالله بن زیاد برای مهار انتفاضه و قیام مردم و تسلّط کامل بر شهر ومردم کوفه، اقداماتی به عمل آورد که در ذیل متذکر می‏شویم:
    ۱. ایجاد رعب و وحشت
    عبیدالله با کشتن افراد بی‏گناه و کشیدن آن‏ها در کوچه و بازار و هم چنین با دار زدن افراد و آویزان کردن آنها در اماکن عمومی و یا انداختن افراد از بالای قصر دارالاماره، سخت مردم را به وحشت انداخت؛ مثلاً با کشتن مسلم بن عقیل (نماینده امام حسین«ع») و هانی بن عروه و کشاندن این دو چهره بزرگ و انقلابی در کوچه و بازار کوفه و هم چنین انداختن نماینده دیگر امام حسین(ع) به نام قیس بن مسهر صیداوی، این جوّ خفقان‏آمیز را در کوفه به وجود آورد.
    مسعودی می‏نویسد: هانی بن عروه را ـ که چهار هزار نفر شمشیر زن تحت امر او بودند ـ از زندان بیرون آورده و دست بسته برای گردن زدن به طرف بازار می‏بردند. او آن چنان فریاد می‏زد و بزرگان قبایل را به نام یاد می‏کرد و وامذحجاه می‏گفت و آنها را به یاری می‏طلبید، امّا هیچ یک به حمایت او برنخاستند و به ندای او لبیک نگفتند...(1)
    از این رو، ترس و وحشت مردم به جایی رسیده بود که کسی حاضر به دفاع از او نشد و به دستور عبیدالله در انظار عمومی درسن ۸۹ سالگی گردنش را زدند و وی را به شهادت رساندند.(2)
    عبیدالله در راستای اجرا کردن اهداف شوم و نامقدس بنی‏امیه، آنقدر به این کشتارهای وحشیانه مردم ادامه داد که تقدیرنامه‏ای از یزید بن معاویه دریافت کرد. این بار یزید ضمن تقدیر از عبیدالله برای او نوشت: شنیده‏ام که حسین(ع) متوجه عراق گردیده است، باید راه‏ها را سخت به کنترل درآوری و در ظفر یافتن به او تلاش سختی بنمایی و مردم را به بهانه‏های گوناگون به قتل برسانی.(3)
    او نیز با ایجاد این رعب و وحشت در بین مردم توانست به موقع از این حربه استفاده نماید و مردم را ـ پس از ورود امام حسین(ع) به کربلا ـ جهت جنگ با امام حسین (ع) بسیج کند.
    نتیجه این کار این شد که افراد ضعیف‏النفس و بی‏اراده و یا مزدورانی که از دیگران پیروی می‏کردند و از خود هیچ اراده‏ای نداشتند، راهی جز رفتن به کربلا و جنگیدن با امام حسین نداشته باشند، زیرا نه می‏توانستند در کوفه بمانند و نه می‏توانستند اراده‏ای از خود نشان داده پا به فرار بگذارند.


    (1)- منتهی الآمال، ج۱، ص۳۱۶
    (2)- همان
    (3)- ارشاد مفید، ص۲۰۰.
     
    #5
  6.  

    abc160561b1 کاربر جدید کاربر انجمن

    تاریخ عضویت:
    ‏15/12/2017
    ارسال ها:
    62
    تشکر شده:
    0
    امتیاز:
    6
    جنسیت:
    زن
  7.  

    abc160561b1 کاربر جدید کاربر انجمن

    تاریخ عضویت:
    ‏15/12/2017
    ارسال ها:
    62
    تشکر شده:
    0
    امتیاز:
    6
    جنسیت:
    زن